كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

230

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

اعْدِلُوا عدل كنيد هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى كه عدل نزديك‌ترست به پرهيزگارى و چون عدل با كفار بمرتب تقوى اقربست قياس بايد كرد كه عدل با مؤمنان در چه مقامى خواهد بود مثنوى عدل كن زان كه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل عدل مشاطه البيت ملك‌آراى * دين و دولت ز عدل ماند بجاى وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از خدا در ظلم و ستمكارى إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ به درستى كه خدا داناست بِما تَعْمَلُونَ به‌آنچه مىكنيد از ظلم و عدل وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وعده كرده است خدا آنكسان را كه ايمان آورده‌اند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و عملهائى ستوده كرده‌اند وعده اينست لَهُمْ مَغْفِرَةٌ مر ايشان راست آمرزش گناه وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ و مزدى بزرگ از فضل إله وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه كافر شدند وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا و تكذيب كردند به آيتهاى ما يعنى قرآن را أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ آن گروه اصحاب دوزخ‌اند يعنى مجاوران آورده‌اند كه حضرت رسالت‌پناه عليه السلام در غزوة غطفان بحرب جمعى از محارب بنى ثعلبه توجه نمود و ايشان خبر يافته با مهتر خود كه در عثور يا غورث نام داشت به كوه‌ها متحصن شدند و لشكر اسلام را مىديدند در وقتى كه باران باريده بود و حضرت عليه السلام از لشكريان دور تر و پاى درختى تكيه فرموده و جامهاى تر بر درخت افگنده اعراب مشاهده كرده مهتر خود را گفتند درياب كه محمّد تنها در پاى آن درخت تكيه فرموده و يارانش ازو دورترند و درين مل بىمشقت بر دوست مىتوان يافت غورث با شمشيرى كشيده بيابد و گفت من يمنعك اليوم منى كيست كه ترا حمايت كند و شر مرا امروز از تو كفايت كند حضرت فرمود كه يمنعك ربى كه اللّه ترا منع كند كه مانع و كافى اوست فى الحال جبرئيل را فرمان رسيد كه درياب حبيب مرا جبرئيل دست بر سينه غورث زد چنانچه شمشير از دست وى بيفتاد و سيد عالم عليه السلام آن را برداشته بر سر وى رفت و گفت من يمنعك منى آن مرد گفت لا أحد يمنعك منى هيچ‌كس ترا از من منع نتواند كرد پس كلمه شهادت گفت و به ميان قوم خود باز رفت و ايشان را با سلام دعوت كرد و اين آيت آمد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ياد كنيد نعمتهاى خدا را كه بشمار ارزانى فرموده إِذْ هَمَّ قَوْمٌ چون قصد كردند قومى يعنى غورث و تابعان او أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ آنكه بگشايند بسوى شما أَيْدِيَهُمْ دستها خود فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ پس خدا بازداشت دستهاى ايشان را عَنْكُمْ از شما و مضرت ايشان از شما بگردانيد و بعضى برآنند كه نزول آيت در قصّه بنى نضيرست كه قصدا آن حضرت كردند وقتى كه بحصار ايشان رفته بود به جهت ويت عامريان و شرح اين قصّه در سوره حشر خواهد آمد ان‌شاءالله تعالى وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسد از خدا از كفر اين نعمتها وَ عَلَى اللَّهِ و بر خدا فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ بايد توكل كنند مؤمنان كه رساننده خير و رهاننده از شر اوست .